مخالفان ما چه می گویند؟

جدا از اینکه در مورد چه گروه و یا کاری صحبت می کنیم اختلاف نظر میان افراد همواره وجود داشته و این امر در هر حرفه و کاری طبیعی و اجتناب ناپذیر است. مخالفين «شورای ملی مقاومت ایران» و «سازمان مجاهدین خلق ایران» عمدتا به سه گروه دسته بندی می شوند. گروه اول افرادی هستند که به سابقه ی آنها ایراد میگیرند و گروه دوم عموما با اعتقادات شخصی سازمان مجاهدين خلق ایران که یکی از عمده ترين اعضای شورا می باشد مخالفات دارند. گروه سوم افرادی هستند که عموما منافع خود را در استقرار و امتداد یک حکومت فردی، و مشخصاً بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی می بینند.

جنگ ایران و عراق: چرا پایان بخشیدن به جنگ تنها از طریق نابود کردن «ماشین جنگ» خمینی امکان پذیر بود؟ آیا مجاهدین در جریان یک جنگ خارجی، با دشمن ایران هم جبهه شده و همکاری کردند؟

یکی از اصلی ترین تبلیغات و دروغ پردازیهای رژیم حاکم بر ایران در خصوص جنگ ایران و عراق است. موضوع جنگ، مستقل از نقش مجاهدین خلق ایران، در همان ماههای اول حاکمیت خمینی تبدیل به یکی از پایه های حفظ نظام شد. به سرعت رژیم با اتکا به دو عامل سرکوب داخلی و جنگ خارجی (مشخصا جنگ ایران و عراق)، بقای خودش را جستجو میکرد.

خمینی بخش عظیمی از ثروت کشور و دستمایه مردم ایران را به تنور جنگ ریخت و آن را خرج نیروهای نیابتی و تسلیح مزدوران و تبلیغات در راستای سیاست های جنگ طلبانه ی خود کرد.

مستقل از تحریکات مستمر عراق توسط خمینی در همان ماههای اول روی کار آمدن خمینی، وقتی که عراق به ایران در شهریور ۱۳۵۹ حمله کرد، مجاهدین خلق ایران برای دفاع از کشور و پس زدن نیروهای عراقی به جبهه رفته و علیه نیروهای عراقی جنگیده و شهدائی هم دادند.

دو سال بعد و پس از این که در خرداد ۱۳۶۱ قوای عراقی خاک ایران را ترک کردند، در حالی که خمینی هم‌چنان به‌جنگ ادامه می‌داد و طی یک فریبکاری عظیم، آن را یک امر ملی و دینی جلوه می داد، شورا با شجاعت پرچم صلح را برافراشت و با ریسک ‌پذیری فوق‌العاده ای علیه ادامه ی جنگ قیام کرد.

خمینی هدف از جنگ را «فتح قدس از طریق کربلا» خواند و گفت تا یک خانه سالم در ایران وجود دارد جنگ «تا رفع فتنه در عالم» ادامه خواهد داشت!

خمینی شش سال دیگر بیهوده این جنگ را که هیچ خصلت ملی و میهنی نداشت و تنها در خدمت جنگ افروزی، تقویت سپاه پاسداران، پوشش سرکوب داخلی و تضمین بقایای حکومت آخوندی عمل میکرد را ادامه داد. این جنگ ضد ملی، ضد میهنی، و نابود کننده ی مردم کشور بود و ثمره ی آن تقویت و تعلیم وحشی ترین و عقب مانده ترین نیروهای حکومت آخوندها تحت نام کمیته و بسیج بود. این جنگ تنها در طرف ایران یک میلیون کشته بر جا گذاشت و حداقل یک تریلیون دلار خسارت برای مردم ایران به بار آورد. 


یکی از بزرگ‌ترین اقدامات شورای ملی مقاومت، برپایی جنبش صلح در سال ۱۳۶۱ و در اوج جنگ‌ دیوانه‌وار خمینی با عراق بود. در اسفند همان سال، شورای ملی مقاومت ایران طرح صلح خود را به تصویب رساند. این طرح با تاکید بر قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و «مرزهای زمینی و رودخانه‌یی» مندرج در آن و با تاکید بر «ارجاع مسأله تعیین خسارت‌های ناشی از جنگ به دیوان بین‌المللی لاهه…» منافع ملی ایران را در بالاترین سطح تضمین می‌کرد. این طرح صلح شورا همان زمان مورد استقبال دولت عراق قرار گرفت، اما رژیم خمینی سودای دیگری در سر داشت و نه تنها به آن تن نداد بلکه تبلیغات علیه شورا و مجاهدین را تشدید کرد. 

در این نقطه تنها راه ممکن برای پایان جنگ و خاتمه دادن به فرستادن هزاران کودک و افراد بیگناه روی میدانهای مین و خاتمه دادن به هزینه های هنگفت جنگ، در هم کوبیدن ماشین جنگ خمینی و سرنگون کردن وی بود.

 طرح صلح «شورای ملی مقاومت» منافع ملی ایران را در بالاترین سطح تضمین می‌کرد. اما خمینی سودای دیگری داشت!

مجاهدین شش سال پس از آغاز جنگ، در تابستان ۱۳۶۵، و مشخصا بعد از امضای قرار داد صلح با عراق به آن کشور رفتند. آنها مبادرت به تشکیل «ارتش آزادیبخش ملی ایران» نمودند و برای متوقف کردن خمینی، بصورت مستقل علیه ماشین جنگ و سرکوب رژیم جنگیدند. در پایان و در طی تنها دو سال که در عراق بودند، با پیشروی سریع «ارتش آزادیبخش ملی ایران»، خمینی در وحشت از سرنگونی، بصورت سراسیمه مجبور به خوردن «جام زهر آتش بس» شد و در تابستان ۱۳۶۷ جنگ را متوقف کرد.

مجاهدین و شورای ملی مقاومت سهم به سزائی در توقف جنگ ایران و عراق داشتند. سود جنگ برای رژیم علاوه بر سرکوب هرصدای آزادیخواه، تقویت سپاه پاسداران، شکل گیری سپاه قدس به اتکا فرماندهان آموزش یافته سپاه، کنترل اقتصاد توسط سپاه، گسترش برنامه های موشکی رژیم، شکل دادن و گسترش نیروهای نیابتی در منطقه بود.

با پیشروی سریع «ارتش آزادیبخش ملی ایران»، خمینی در وحشت از سرنگونی، بصورت سراسیمه مجبور به خوردن «جام زهر آتش بس» شد و در تابستان ۱۳۶۷ جنگ را متوقف کرد.

چند دهه بعد حالا جهان عواقب جنگ افروزی و صدور تروریسم و برنامه های موشکی رژیم را بوضوح می بیند. مدافعان استمرار جنگ ایران و عراق بعد از خرداد ۱۳۶۱و دفاع از سپاه درجنگ افروزیهایش در آن دوران، مانند مدافعان سیاست جنگ و تروریسم رژیم در این روزها در منطقه هستند. از نظر ما، حمله به مجاهدین که چرا علیه ماشین جنگی خمینی برای توقف جنگ ایران و عراق و برای فراهم کردن مسیر سرنگونی رژیم جنگیده اند، و آنها را متهم به خیانت و همکاری با دشمن میکنند، بمانند حمله ی امروز کسانی است که در مقابله با مردم، از سیاست های جنگ افروزانه رژیم در منطقه حمایت می کنند.

برای کسب إطلاعات بیشتر در خصوص نقش«شورای ملی مقاومت ایران» در پایان دادن جنگ خمینی با عراق، اینجا کلیک کنید.

اعتقادات سازمان مجاهدین خلق ایران: چرا انسان ها در اعتقادات شخصی خویش أزاد هستند؟

اعتقادات مذهبی سازمان مجاهدين خلق ایران یا هر عضوی از شورای ملی مقاومت ایران میتواند طبیعتا مورد سئوال و یا مخالفت قرار بگیرد. متاسفانه به دلیل اینکه حکومت ملایان در بیش از چهار دهه همه جنایات را تحت نام دین انجام داده و توجیه کرده است، طبیعی هست که برخی از حضور یک گروه یا فرد معتقد به دین به عنوان عضوی از شورای ملی مقاومت ایران در واهمه و ترس باشند.

شورای ملی مقاومت ایران اما به دموکراسی در بعد عمیق آن معتقد است. شورای ملی مقاومت ایران، اعتقاد به دین و مذهب یا عدم اعتقاد به آن، و دیگر اختيارات فردی اکتسابی و انتسابی انسان ها را (پوشش، جنسیت، قومیت، و…) عامل حذفی و یا تشویقی در هیچکدام از ساز و کارهای خود بشمار نمی اورد و به دنبال استقرار حکومتی بر پایه ی جدایی دین از دولت است.

شورای ملی مقاومت بدنبال پیشبرد منافع آحاد مردم کشور و فراهم آوردن شرایط یک زندگی شرافتمندانه، عادلانه، و برخورداری از ازادی های فردی و اجتماعی برای تمامی ایرانیان هست. شورای ملی مقاومت ایران خود را در زندگی خصوصی و اعتقادات شخصی افراد دخالت نمیدهد. این شورا با رویکردی معطوف به عمل، تمامی طرح ها و مصوباتی را که در طی چهار دهه گذشته به تصویب رسانده است، در معرض دید عموم قرار داده و همزمان آنرا در میان اعضا و هواداران شورای ملی مقاومت جاری کرده است.

«شورای ملی مقاومت ایران» خود را در زندگی خصوصی و اعتقادات شخصی افراد دخالت نمیدهد.

اصل احترام به حقوق تمامی ایرانیان و عدم تبعیض علیه ایشان در برنامه ی ده ماده ای شورای ملی مقاومت ایران مشخصا مورد تاکید قرار گرفته است.

«نه به دین اجباری، نه به حجاب اجباری، نه به حکومت اجباری» یکی از اصلی ترین پیامهای کلیدی خانم مریم رجوی است که بارها در جلسات مختلف به روی آن تاکید شده و توسط ایشان تکرار گشته است.

برای اطلاعات بيشتر در خصوص ده ماده ای مريم رجوی روی این لینک کلیک کنید.

نه شاه نه شیخ: حرکت رو به جلو به سمت حکومت مردم بر مردم

گروهی از افراد منافع خود را در استقرار و امتداد یک حکومت فردی می بینند. آنها به دلیل وابستگی و نداشتن پایگاه اجتماعی، عمدتا سوار بر امواج رسانه ای سعی می کنند که به حکومت فردی در کشور استمرار داده و اینطور وانمود کنند که گزینه ای معتبر جز انتخاب میان «شاه» و یا «شیخ » وجود ندارد! همانطور که عده ای نیز برای دهه ها به مردم ایران با امواج رسانه ای وانمود کردند که انتخابی جز میان «اصلاح طلب» و «اصولگرا» وجود ندارد. این نوع فضا سازی ها، هر دو منبعی یکسان دارند.

پایبندی شورا به اصول «نه شاه، نه شیخ» نه از روی تمایل به حذف مخالف، بلکه از روی اشتیاق به حرکتی رو به جلو برای رهایی مردم ایران از حکومت هایی است که فردگرایی را در ساز و کار خود نهادینه می کنند. این حکومت ها دیکتاتوری و فاشیزم را حول یک فرد و بدون در نظر گرفتن رای عموم مردم تحت عناوینی چون «ولی فقیه» و یا «ظل الله» (به معنا سایه ی خدا) در باطن می پرورانند. شاه می گفت: «سلطنت موهبتی است که خدا به ما داده» و او را سایه ی خدا بر روی زمین می خواندند! خمینی نیز خود را ولی خدا بر روی زمین می دانست!

وقتی صحبت از یک نظام و سیستم و حکومتی میشود، اولین اصل و سئوال این است که رای مردم کجاست و چگونه تضمین و اعمال میشود؟ اینکه هر فردی شخصا ممکن است به یک آخوند یا فردی مشخص تمایل داشته باشد و یا حتی بصورت انفرادی از خمینی خوشش بیاید یا مثلا از رضا شاه و محمدرضا خوشش بیاید، موضوع و ملاک نیست.

وقتی صحبت از برپایی یک نظام میشود، موضوع اصلی برپایی ساز و کارهایی مشخص است که صیانت سیستماتیک و فراگیر از حقوق مردم را در خود نهادینه کند. سلطنت -به مثابه یک رویه برای حکومت- توسط مردم ایران طرد و برای همیشه مدفون شده است. همانطور که پس از سرنگونی حکومت آخوندها، بازگشت به فاشیزم مذهبی در ایران موضوعیت نخواهد داشت، بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی که در روند یک انقلاب مردمی و فراگیر سرنگون شده است نیز موضوعیتی در فضای جامعه ایران ندارد. در ایران فردا هر فرد مسلما میتواند با هر اعتقادی که دارد درهر رای گیری شرکت کند و صندوق رای مشخص می کند که آن فرد شایسته چنین منصبی هست یا خیر. به عبارت دیگر  هر شخص ایرانی می تواند در یک جمهوری دموکراتیک میزان تمایل مردم به کارآمدی های خود را محک زند. 

پایبندی شورا به اصول «نه شاه، نه شیخ» نه از روی تمایل به حذف مخالف، بلکه از روی اشتیاق به حرکتی رو به جلو برای رهایی مردم ایران از حکومت هایی است که فردگرایی را در ساز و کار خود نهادینه می کنند.

ما در صیانت از حقوق مردم خود جدی هستیم. شورای ملی مقاومت ایران تحت مصوبه ی «جبهه همبستگی ملی»، تمامی نیروهای جمهوری خواهی را كه با التزام به نفی كامل نظام ولایت فقیه و همه جناحها و دسته بندیهای درونی آن، برای استقرار یك نظام سیاسی دموكراتیك و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت مبارزه میكنند، در بر میگیرد.

اگر تمایل به همکاری و مشارکت در فعالیت های شورای ملی مقاومت ایران برای پایان دادن به دیکتاتوری حاکم و استقرار حکومتی که جمهور مردم در آن مشارکت داشته و رای ایشان محترم شمرده بشود را دارید، با ثبت ایمل خود در این سامانه به ما بپیوندید.


بیشتر بخوانید: